چاپ کردن این صفحه

موتیف

موتیف عنصری است که در هنر و ادبیات به صورتی نامحسوس در اثر تکرار می‌شود تا مضمون اصلی یا theme را قابل تجسم و قوی‌تر سازد.


موتیف در نقّاشی و هنرهای تجسّمی، نمایشی و ادبیات به‌کار می‌رود و مهمترین ویژگی آن در این هنرها خصلت تکرار‌شوندگی و برانگیزندگی آن است. در ادبیات نیز کم و بیش همین ویژگی‌ها در اجزا و عناصر ادبی، گوناگونی موتیف را شکل می‌دهند. با توجّه به تنوّع عناصری که می‌توانند کارکردِ موتیف داشته باشند (شامل: موقعیّت، واقعه، عقیده، تصویر، شخصیّت نوعی، ویژگی بارز یک شخصیّت، مضمون مکرّر و...) این اصطلاح با اصطلاحات دیگری ارتباط می‌یابد که عبارتند از: درونمایه، تپس، لایت‌موتیف، کهن‌الگو.
درک معنای موتیف در نقاشی و موسیقی احتمالا ساده‌تر است. در هر قطعه آهنگی رشته‌ای از نوت‌ها در سراسر آن قطعه تکرار می‌شوند و به نحوی ریتم موسیقی را می‌سازند.

 


در نقاشی نیز، طرح‌هایی کوچکتر ممکن است تکرار شوند تا در کلیت یک طرح اصلی بسازند. برخی آثار نقاشی شرقی و اسلامی غالبا با استفاده از تکرار موتیف ساخته می‌شود. مثلا تکرار طرح بوته جقه در آثار طراحی و نقاشی شرقی یک نقش اصلی پرکاربرد است. تکرار شکل محراب یا ایوان در معماری که به آن مقرنس‌کاری می‌گویند، نیز صورت دیگری از موتیف یا بن‌مایه است.
در زبان فارسی موتیف را بن‌مایه، نقش‌مایه یا درون‌مایه ترجمه کرده‌اند، اما کاربرد آن در نقاشی و گرافیک بیشتر از ادبیات برجسته شده است.
درک موتیف، ضرورت و شناسایی آن در ادبیات ممکن است کمی دشوارتر باشد. همه نویسنده‌ها از موتیف استفاده می‌کنند ولی ممکن است که برخی از با تئوری آن آشنا نباشند. در ادبیات موتیف را می‌توان تصویری دانست که کمک می‌کند که بدون توضیحات اضافی معنای مورد نظر نویسنده افاده شود.
مثلا در داستان دو روی یک شب، بچه آهو و در گور روی تپه، موتری که بچه‌‌های کارگر را می‌آورد و ادرار کردن روی گور، را می‌توان موتیف گفت. در داستان عشق حاجی کفش‌های سرخ پاشنه بلند و لباس و رفتار جوانان موتیف داستان است.
در هر سه این داستان‌ها موتیف‌ها به اشکال مختلف چند بار تکرار می‌شوند. اما این‌ها مضمون یا theme اصلی داستان نیستند. در داستان دو روی یک شب، مضمون اصلی اختلاف تیمسار و پسرش است، در گور روی تپه، سوءاستفاده جنسی از کودکان کارگر، و در عشق حاجی، مضمون اصلی فساد، و همچنین دگرگونی اجتماعی و فاصله بین نسل‌هاست.
موتیف‌ها در این سه داستان به تقویت مضمون اصلی کمک می‌کنند اما تکرار موتیف در داستان، برخلاف موسیقی و نقاشی، به شکل متفاوتی صورت می‌گیرد. مثلا اگر مضمون اصلی یک داستان انتقام باشد، نویسنده ممکن است در داستان چندین بار از عنصر رنگ سرخ طوری استفاده کند که یادآور خون و قتل باشد. در این صورت، نویسنده، عنصر رنگ سرخ را به شکلی نامحسوس در لابلای متن و صحنه‌ها می‌گنجاند و هدف او این است که بدون توضیح مستقیم به خواننده کمک کند که رابطه بین رنگ سرخ و قتل را خود کشف کند.
در یک داستان یا رمان ممکن است از موتیف‌های زیادی استفاده شود؛ موتیف می‌تواند تکرار کنش و واکنش شخصیت‌های داستانی باشد و یا کاربرد یک تکیه کلام در گفتگو، ایده و یا مفکوره‌ای که ذهن شخصیت داستانی را به خود مشغول می‌سازد، نوع پوشش، نحوه رفتار و یا هر عنصر دیگری در داستان را می‌توان به شکل موتیف به کار برد.
خلاصه برداشتی از نوشته‌های:
عزیز حکیمی، الهام دهقان و محمد تقوی

بازدید 3858 بار