چاپ کردن این صفحه

تعهد در عشق

 دوست داشتن یعنی تعهد به حرف‌ها، به عاشقانه‌گی‌هایی که می‌گوییم
ادعای دوست داشتن کار ساده‌ای است، اینکه به معشوق می‌گوییم تا ابد دوستت خواهم داشت، برایت می‌میرم و دردت را به جان می‌خرم یعنی تو برایم عزیزی، یعنی خیر تو را می‌خواهم و به نظر نمی‌رسد معنای این همه حرف عاشقانه، این باشد


حالا که به هر دلیلی گفتی "نه" (انگار آدم‌ها در مقابل خواستن ما هیچ سهم و حقی ندارند)
پس مرگ به تویی که بدترین آدمی، حیفِ تمام محبت و احساسی که خرجت کردم، تو مغرور و از خود راضی هستی و هیچکسی را قبول نداری...
این آدم گناهکاری که حالا به تو "نه" می‌گوید شاید بزرگترین دلیلش همین باشد که می‌توانست این روزها را حدس بزند و بفهمد برایت تا زمانی بهترین و خوبترین بوده که برده‌ی تو و رابطه‌ای باشد که لابد دوستش نداشته!
بیاییم آن روزهایی که قول بدون پیش‌بینی "ماندن تا ابد" را می‌دهیم، قول کمی داشتن معرفت و درک بدهیم تا آدم‌ها را به خاطر احساس امنیت، احساس خوشایند خودشان بخواهیم و یادمان باشد آن آدم مقابل ما هر چقدر هم که احمق، از خودراضی، نادان و متوهم (اصلاً بدترین آدم دنیا) باشد، آدم است و حق انتخاب دارد...

 

 

یادمان باشد احترام به دوست‌داشتن‌های معشوق، یکی از چند تعهد ساده‌ی عاشقی‌ست!

پ.ن: گاهی می‌مانیم از آن‌هایی که برای چنین آدمیانی، این‌همه بد و بیخود شده، هنوز خط و نشان می‌کشند که چرا "نه" گفته!
خوب رفیق، برو و شاکر باش که "او" رفته و بگو: کاش هرگز نیاید!

"عاطفه برزین"

 

بازدید 25297 بار