چاپ کردن این صفحه

تجربه‌‌ی پس از مرگ

تجربه‌ی پس از مرگ از زبان خانم "آنیتا مورجانی"

همزمانی مطالعات و دریافت‌های اخیرم در مورد این موضوعات و دیدن ویدیو آنقدرها برایم عجیب نیست اما شاید درک بعضی موضوعات ساده دنیایی که باعث گیجی یا اشتباهات مکرر ما می‌شوند عجیب باشند.

 این ویدیو ماجرای واقعی زنی‌ست که با سرطان غدد لنفاوی که تمام وجودش را گرفته‌است در فوریه 2006 می‌میرد ولی به در خواست روح پدرش دوباره با دریافتی جالب به دنیا برمی‌گردد و بعد از مدتی سلامت کامل می‌یابد.

با دیدن این ویدیو بیشتر پی‌می‌بریم که چرا "دکتر کارل یونگ" در کتاب تحلیل رویایش این‌گونه می‌گوید:
«بسیار حیرت‌انگیز است که در زندگی بشر; چیزی که موجب بیشترین ترس است منشأ برترین خرد نیز است. بزرگترین حماقتی که فرد مرتکب می شود مهم ترین قدم وی به پیش است. کسی نمی‌تواند خردمند شود مگر آنکه پیشتر نادان بوده باشد. فقط یک گناهکار بزرگ می تواند یک قدیس بزرگ شود. این دو مستلزم یکدیگرند.»
و حالا خلاصه درسی که خانم "آنیتا مورجانی" از تجربه زندگی پس از مرگ می‌گوید را می‌نویسم:
«در فضای پس از مرگ، انگار ما بسیط می‌شویم و با زاویه 360 درجه به همه جا احاطه داریم و به هرچه فکر کنیم آن را خواهیم دید. من حس می‌کردم در فضای زلال و واضحی هستم که همه چیز را می‌فهمم حتی دلیل سرطان گرفتنم را و ما بزرگتر از آن‌چیزی هستیم که در بدن‌های فیزیکی خود، تجربه می‌کنیم! در آن لحظات احساس کردم با همه، اتصال دارم و ما دارای یک آگاهی مشترک هستیم.
اگر ما در یک انباری تاریک با یک عالم اشیاء مختلف و رنگهای متفاوت باشیم اما فقط چراغ قوه کوچکی در دست داشته‌باشیم فقط جسمی را می‌بینیم که به آن نور می‌تابانیم اما اگر یک باره همه‌جا روشن شود ما تازه متوجه می‌شویم چه چیزهایی همزمان در این مکان و در کجا قرار دارند. حالا اگر دوباره تاریک شود، اگرچه نمی‌توانیم همه چیز را با هم ببینیم ولی لااقل جای بعضی چیزها را می‌دانیم که حدودا کجا هستند و با همان چراغ قوه‌ی کوچک می‌توانیم پیدایشان کنیم.
حالا شما می‌دانید که اگر همه‌ی چیزها را نمی‌بینید یا تجربه نمی‌کنید دلیل بر وجود نداشتنشان نیست و خیلی چیزهایی بیشتر از تجارب نادیده‌ی ما وجود دارد.
وقتی به شما گفته شود فقط اشیایی که با رنگ قرمز است را ببینید و حالا با چشمان بسته بگویید اشیاء آبی اتاق کجا هستند؟ شما قادر نیستید اشیاء آبی را به‌خاطر بیاورید. چشم ما فقط چیزهایی را می‌بیند که به آن نور می‌تابانیم یا توجه می‌کنیم در حالیکه چیزهای بیشتری وجود دارند که ما از آن‌ها بی‌اطلاع هستیم.
حالا می‌خواهم 5 درسی که من از جهان بعد از مرگ آموختم را با شما به اشتراک بگذارم:
1_ چیز مهمی که در این جهان داریم عشق است. باید بقیه مردم را دوست داشته‌باشیم ولی مهمتر از همه چیز دوست داشتن خودمان است. یعنی آنقدر برای خودمان ارزش قائل باشیم که به مردم یاد دهیم چگونه با ما رفتار کنند و نگذاریم کسی ما را کنترل کند.
2_ زندگی بدون ترس را یاد بگیریم. از سرطان گرفتن از آدم‌های خشمگین نترسیم. مردم فکر می‌کنند ترس از آنها محافظت می‌کند در حالیکه این عشق است که از آن‌ها محافظت می‌کند.

3_ شادی و خنده و لذت را فراموش نکنیم از بچه‌ها یاد بگیریم که اینقدر شرط و شروط ندارند. خنده از همه‌ی فعالیت‌های معنوی بهتر عمل می‌کند و اگر مردم این را یاد می‌گرفتند تعداد بیمارستان و زندان‌ها خیلی کمتر می‌شد.
4_ زندگی ما یک هدیه است. ما عادت داریم وقتی چیزی را از دست دادیم ارزش‌اش را بفهمیم. چالش‌های زندگی یک هدیه هستند برای رشد بهتر ما. سرطان برای من چالشی بود که داشتم به سمت‌اش می‌رفتم. یعنی ما قبل از وقوع یک اتفاق بد خودمان به سمتش می‌رویم. اگر شما قدر هدایای خود که به شکل چالش هستند را نفهمید یعنی هنوز چالش برای شما تمام نشده!
5_ همیشه خودتان باشید. نور چراغ قوه‌اتان هرجور کم یا زیاد بود آن را بپذیرید تا نور خودتان را بتابانید و به کسی که واقعا هستید تبدیل شوید. به خودتان تحقق ببخشید.»
با برداشتی از ویدیوی سخنان خانم "آنیتا مورجانی"
«عاطفه برزین»

مجدد لینک ویدیو را از اینجا ببینید: https://www.facebook.com/video.php?v=335884743287016

بازدید 34087 بار